به چمنزار بیا



وای . امشب برای جلسه فردا ۲۵ شیرینی درست کردم. هر کدومش اندازه یه گردو هست. خوردم ۲ تاش رو . منو برد به اسمون  ۵ سال قبل تو اتلان پیش ل و ار و یادمه همین رو درست کردم .  رو هوا بودن از بس خوشمزه بود و همه رو خوردن. بخصوص ار که ذوق می کرد شیرینی های من مثل خودم و خونم و زندگی م چیز اضافه ندارند . ترکیبی از چند عنصر فقط: نارگیل پودر می کنم + خرما و کرن بری له شده با آب + کمی هل و دارچین.  توپ می شند. توی کمی دیگر پودر نارگیل می چرخند. بعد بعضی هاش توی زعفران اب شده  می چرخند بعد توی بخچال با درجه بالا می رند چند ساعت. من نه روغن می زنم نه شکر نه ارد. ساده و کامل. افرین به خودم  از ۵ شنبه که امدم همش گفتم کار نمی کنم اما همش هم کار کردم. مقاله کله مقاله ل. مقاله ار. واقعا ایول. ولی الان خسته م. ۳ شنبه دارم می رم دکتر کاردیوپرکتیک

الان چند ساعته می خوام بخوابم اما هنوز نخوابیدم . اتفاقی یه پلی لیست رو باز کردم و صدای معمای معین بود یاد خونه امید و شهاب می افتم. یاد شبهای ۵ شنبه که می رفتم و هر کی با کامپیوترش مشغول کار بود . یادمه این اهنگ رو می ذاشتم و کار می کردم. ۱۸ سالم بود . عاشق بودم اما اونها در شرف ازدواج  بودن و شهاب فکر می کرد من ازش خوشم می یاد !. در حالی که من تو دنیای خودم و عشق خودم بودم گاهی سو تفاهم ها پیش می یاد. برای همین من از همون وقتها زود ملاحظه کار شدم و به ادم ها سیگنال اشتباهی ندادم- البته تا جایی که می دونم. البته روزهای سختی بود. دوست ندارم برگردم به اون روزها. هرچقدر کودکی و نوجوانی روشن و گرم بود دوران دانشگاه تیره بود . اون دوران احساس تنهایی می کردم . اما همین که درسم تموم شد و رفتم سر کار ۲۰ سالم بود زندگی م رو اونطوری که می خواستم بنیان گذاشتم. دورانی که می تونست خیلی عالی باشه به سختی گذشت. دلیلش رو هم می دونم. مسیری بود که باید طی می شد . .بعضی وقتها کی بورد که می زنم یاد بابا می افتم برای اون می زنم. بعد تمام وجودم می سوزه . از نبودنش از نبودنم بعد یاد بقیه خانواده می افتم . همه این افکار به من هجوم می ارند گاهی بعد سعی می کنم فکر کنم توی این فرصت باقی مانده زندگی چه باید کرد؟ بابا گاهی به دردت فکر می کنم و می سوزم عزیز دلم نمی دونم کجایی می بوسمت با تمام وجودم . 


آخرین مطالب
آخرین جستجو ها